![]() |
![]() |
|
| بذار تا رو شونه هات گریه کنم تو رو به خدای خود هدیه کنم |
|
۱.به همه لبخند بزن اما با ۱ نفر بخند
همه را دوست داشته باش اما به ۱ نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال ۱ نفر باشه
۲.روزی از من پرسیدی:بزرگ ترین آرزویت چیست؟ گفتم:تحقق یافتن آرزوی تو.................... اما افسوس هرگز ندانستم آرزوی تو جدایی از من بود.
۳.عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان به سوی تو فرستادم. وقتی به ساحل نگاه تو رسید،تو چشمانت را بستی.آری،قایقم غرق شد.
۴.وقتی دلم برات تنگ میشه،میرم پشت ابرها زار زار گریه می کنم.پس یادت باشه هر وقت بارون دیدی،بدون که دلم برات تنگ شده.
۵.زندگی زیباست،نه به زیبایی حقیقت حقیقت تلخ است،نه به تلخی جدایی جدایی سخت است،نه به سختی تنهایی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
۱.اگر اولش به فکر آخرش نباشی،آخرش به فکر اولش می افتی.
۲.لذتی که در فراغ هست،در وصال نیست.چون در فراغ شوق وصال هست، ولی در وصال بیم فراغ. ۳.آغاز کسی باش که پایان تو باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
چه کسی می تواند دایی را تعویض کند؟
الف) رهبر ب) اراده ملت ج) خدا د) کفر نگویید!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 10:26 بعد از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
یه تیم داریم قلقلیه سرخ و سفید و سبزیه
داییش داره سه پا میره سنش داره بالا میره میرزاپورم هوا میره نمی بینه توپ کجا میره علی کریمیش جدا میره اون پاش داره کجا میره کعبی داره کجا میره لنگش داره بالا میره نمی دونی تا کجا میره تا دهن فیگو میره ای کاش ایویچ نداشتیم ای کاش دادکان نداشتیم ای کاش ما توپ تداشتیم اصلآفوتبال نداشتیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
زیبایی های دنیا را در وجود تو دیدم.
دلتنگی را از زمانی حس کردم که باید برای چند ساعت از تو جدا می شدم. غم انگیز ترین لحظات دنیا وقتی بود که تو ناراحت بودی. اما بهترین لحظات زندگیم وقتی بود که هنگام ناراحتیت سر بر شانه ام می نهادی و با من درد دل می کردی. شب ها به این امید می خوابیدم که فردا تو را خواهم دید و صبح ها به این امید بیدار می شدم که امروز تو را خواهم دید،وای از آن روز ها و شب هایی که فقط امید به دیدن تو داشتم،ولی اثری از تو در آن نبود. به یاد دارم وقتی برای اولین بار تو را دیدم احساس کردم پرنده خیالم سنگین تر شده است.آری،چون این پرنده دیگر یک نفر نبود.هنگامی که از پرنده سراغ نفر دوم را گرفتم او تو را به من نشان داد. برای تو جان می دادم و عاشقت شده بودم.اما نمی دانی با من چه کردی................... تقدیم به عشقی که بعد ها فهمیدم برای من نبود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
۱. فتواي جديد علماي حوزه علميه اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد !!!
۲.ترکه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه آقا شما ترکی؟ میگه آره. میگه برو صندلی جلو بشین!!!
۳.يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !
۴.اول راستش می کنیم... بعد سرشو با تف خیس می کنیم... بعد می کنیم تو سوراخش! ما اینجور سوزن نخ می کنیم شما چطور؟؟!!! ۵.يکي رو مي خواستند اعدام کنند. ازش مي پرسند: اقا آخره عمرته حرفي چيزي نداري؟ طرف ميگه :نه. شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل. وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه به اينکه حرف دارم. ميارنش پايين ازش مي پرسند چي شده بابا تو که گفتي حرف نداري .برگشت به دوستش گفت :محسن خونتون از اينجا معلومه!!!! ۶.تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد
نگاهم کرد شوق دیدار را در وجودش احساس کردم نگاهم کرد احساس کردم عاشق شده ام نگاهم کرد بعد ها فهمیدم فقط نگاهم کرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
با معذرت از خیلی دخترها
ولی نمیدونم که چرا بعضی از دخترها تو چت هم خودشونو می گیرند!!! آخه چرا؟! خیلی خوشحالند؟! منتظر جواب های همه به خصوص دخترها هستم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
۱.بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو یرافتم همه جا گشتم و گشتم ۲.وقتی گفتم دوستت دارم،گفتی کوچکی.رفتم تا بزرگ شوم.اماآنقدر بزرگ شدم که یادم رفت دوستت داشتم. ۳.باهیچ آهن ربایی نتوانستم قدرت دافعه قلبت را به جاذبه تبدیل کنم. ۴.روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 4:17 بعد از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
کی میگه پدیده بد حجابی؟!
اینا نمیدونن پدیده چیه.پدیده یعنی از هر۱۰نفر،۱ یا۲ نفر،نه از هر۱۰ نفر ۸ یا۹ نفر!!! پس باید بگیم پدیده باحجابی.تازه تیپ هر کس به خودش مربوطه،نه به هیچ کس دیگه.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط علیرضا کشاورز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
زندگی زیبا نمیشود مگر این که زیبا به آن نگاه کنی.
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| پیوندها |
|
چرت و پرت سرکاری |
|
RSS
|